تبليغاتX
معاون


·       تاکنون، تعاریف متعددی برای مدیریت، ارائه شده است. برخی از مهمترین تعاریفی که ارایه شده، به قرار زیر است:

·       هنر انجام امور به‌وسیله دیگران

·       فرآیندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیرد

·       انجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل

·       علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی

·       بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان[۱]

·       مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی هایی در واژه های بیان کننده ی وظایف روبرو است، اما به نظر روان تر از تعاریفی است که می کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند و یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. با اینحال تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکرد های آن از سوی محققانی چون فایول و یا گیولیک دارای تفاوت هایی است که به سادگی نمی توان از آنها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته است تعریف خود را مدیریت کند.[۲]

·       تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بردارد:

·       مدیریت یک فرآیند است.[DU1] [DU2] 

·       مفهوم نهفتهٔ مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.

·       مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.

·       مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.

·       مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد.


·       تاکنون، تعاریف متعددی برای مدیریت، ارائه شده است. برخی از مهمترین تعاریفی که ارایه شده، به قرار زیر است:

·       هنر انجام امور به‌وسیله دیگران

·       فرآیندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیرد

·       انجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل

·       علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی

·       بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان[۱]

·       مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی هایی در واژه های بیان کننده ی وظایف روبرو است، اما به نظر روان تر از تعاریفی است که می کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند و یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. با اینحال تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکرد های آن از سوی محققانی چون فایول و یا گیولیک دارای تفاوت هایی است که به سادگی نمی توان از آنها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته است تعریف خود را مدیریت کند.[۲]

·       تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بردارد:

·       مدیریت یک فرآیند است.

·       مفهوم نهفتهٔ مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.

·       مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.

·       مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.

·       مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد[۳].

[DU3] 


 [DU1]

 [DU2]

 [DU3]

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 18:10  توسط مريم كريمي |